هر که حق را ز خود کند مسرور
با امام حسن (ع) شود محشور
حسنی سیرت و حسن صورت
کیست غیر از حسن (ع) چنین مشهور ؟
بس که زیباست مجتبای بتول (س)
ترسم از زخمِ چشم و دیده ی شور
حُسن خُلقش بسان پیغمبر (ص)
غیرتش حیدری نموده ظهور
او کریم و کرم بهانه ی او
وَز کریمان ، کرم بُوَد منظور
شهر یثرب گواه غربت او
او برای مدینه سنگ صبور
ای که از غُصّه اش خبر داری !
خبر از خاطرات خیلی دور
غُصّه ی کوچه را بگو چه کنم ؟
قصّه ی کوچه را چگونه مرور ؟
آه ... دستی غرور او بشکست
روزگاری میانِ راه عبور ...
از جگرهای پاره پاره بگو
از بدی های آن زن مَنفور ...
او غریب مدینه هست و در او
روضه هایی به حق بُوَد مَستور
هر که از زعم خود کند به قضا
قصّه ی صلح و حکمتش مَهجور
حکمت صلح او چه می داند ؟
ابلهی کو زِ کف بداده شعور !
نقل نادان همان بُوَد که به سنگ
نرود میخ آهنین با زور ...
سائلِ سفره ی حسن (ع) شده ام
تا نمک گیر او شوم به وُفور
ما را در سایت حرف رفتن میزنی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95