ز عرش تا به زمین خورد جسم اطهر تو
رسید بر همه عالم صدای مادر تو
چگونه پای شیاطین به روضهات وا شد
برای عالم معنا همین معمّا شد !؟
یکی به نیزه ، یکی تیغ و آن دگر به عصا
هزار و نهصد و پنجاه و ... زخم مانده بجا
به هر بهانه دل زینب شما خون شد
ز هر کرانه به خون تو دشت گلگون شد
سلام ما به لب تشنهات عزیز خدا
سلام ما به تنت یا مقطع الاعضا
ز جور مردم پستِ منافقِ زندیق
نماند از تن پاکت به قدر سنگ عقيق
ز بسکه بغض علی از سقیفه قاتل ساخت
به صبر کشتن تو روضهها مقاتل ساخت
به صبر جملهی جسمت هجا هجا کردند
به صبر راس تو را از قفا جدا کردند
به اسبها همه نعل و لگام تازه زدند
چه لطمهها که در آخر بر آن جنازه زدند
همینکه راس تو را روی نیزهها دیدند
ز هر طرف تن پاکت به تاخت کوبیدند
چنان به کینه تنت با زمین یکی کردند
که بهر دفن تو آخر حصیر آوردند
بنی اسد نگران و علی گرفته به بر
همان تنی که نمانده ، همان تن بی سر
بُرید از همه عالم چو خاتم یمنت
کشید ذرّه به ذرّه حصیر زیر تنت
به زیر دِین تو عالم چو بوریا مانَد
که عشق مانَد و از ما برو بیا مانَد
مسیر روضه همیشه سریع و کوتاه است
وَ اشک سیر و سلوکِ رَهِ الی الله است
گرفته زانوی غم در بغل دل سائل
که هست روضهی مقتل مقابل سائل
دخیل بسته دو چشمش به روضهی گودال
به اشک شسته دلش را ز اشک کرده سوال
تو دیدهای گل زهرا میان گرد و غبار
شکسته قامت جنّت ز حقد اهل النّار
تو دیدهای ز عطش دیدهی پُر از دودش
لبان پُرترک و خشک و خاک آلودش
تو اشک مادر قامت خمیده را دیدی
چرا ز چشم فلک بی امان نباریدی ؟!
ما را در سایت حرف رفتن میزنی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 37