حرف رفتن میزنی ...

متن مرتبط با «زنی» در سایت حرف رفتن میزنی ... نوشته شده است

بوی هیئت ، بوی روضه ، کوچه ی سینه زنی

  • نیلوبلاگ

    بوی هیئت ، بوی روضه ، کوچه ی سینه زنینوحه ی پر شور و زیبای " حسین عشق منی "سوز و بغض و گریه و ذکر حسین یالیتنی ...کوی و برزن پر ز عطر خاطرات ماندنیفصل حزن عاشقان و بانگ ماتم می رسدآی خیل شیعیان ... دارد محرم می رسددست در دست نسیم یاد ایّام عتیقغرقِ در دریای فکر کودکی هایم عمیقیادم آمد پاک بودم پاک مانند عقیقبا حسین فاطمه بیش از همه بودم رفیقخواب دیدم کربلا را مست تعبیرش شدماز همان روز ازل گویا نمک گیرش شدمدر دلم طوفان وصلی شور برپا می کنددیده را در نهضت اش غرق تمنّا می کندعشق گویا رنگ و بویی تاز...

    ادامه مطلب
  • می روی و می بری جان مرا ای نازنین

  • نیلوبلاگ

    می روی و می بری جان مرا ای نازنین ! جسم بی جان را نخواهد زینبت ای مه جبین ! با وفا ! گیرم وداع با تو را ، من با توامxa0 حال فکری کن عزیز من ! برای بعد از اینxa0 معنی با تو نبودن را نمی فهمم حسین ! کِی زمین دیده ، زمان بنوشته روزی این چنین ؟! این دم آخر ش...

    ادامه مطلب
  • حرف رفتن میزنی ...

  • نیلوبلاگ

    درد عاجز گشته از صبر تو ای یار علیلب گشا چیزی بگو از کوچه ، بیمار علیلب گشا پهلو شکسته ، حیدر از دردِ تو مُرددردِ دل کن با علی ، بانوی غمخوار علیتو که خود درمان دردِ عالم هستی پس چرا ؟حرف رفتن میزنی ، یار وفادار علیxa0...

    ادامه مطلب